منصوره صامتی

کارشناس فرهنگی

منصوره صامتی

کارشناس فرهنگی

منصوره صامتی

رویای 1400 ساله ی مسلمانان جهان در حکومت اسلامی ایران به تحقق پیوسته و امروز این ظرفیت عظیم فرصتی تکرار نشدنی است. معتقدم که انسان به ضرورت ماهیت الهی و اندیشه ی خویش یک رسانه است وامروز در عصر رسانه ضروریست تا دغدغه های فرهنگی ،اجتماعی و سیاسی مان را باهم شریک شویم، باشد که در مسیر زمان به جامعه ی مهدوی نزدیک شویم."زندگی بهتر حق مسلم ماست!"

و همچنان که رهسپار آینده ایم بیندیشیم که :

ما ازین قرن نخواهیم گذشت
ما ازین قرن نخواهیم گریخت
با قطاری که دگران ساخته اند
هیچ پروازی نیست برساند ما را به قطار دوران
و به قرن دگران
مگر انگیزه و عشق ،
مگر اندیشه و علم ،
مگر آیینه و صلح
و تقلا و تلاش
بخت از آن کسی خواهد بود که مناجات کند با کارش
و در اندیشه ی یک مساله خوابش ببرد
و کتابش را بگذارد زیر سرش و ببیند در خواب حل یک مساله را
باز با شادی در گیری یک مساله بیدار شود ...

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات

۴۷ مطلب با موضوع «فرهنگ دینی» ثبت شده است


.

آقا سلام گرچه بلند است جایتان / می خواهم از زمین بنویسم برایتان

یک نامه حاوی همه حرفهای راست / یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست

یک نامه از بلندی انسان که پست شد / یک نامه از کسی که دچار شکست شد

این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است / یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است

بعد از شما غبار به آیینه ها نشست / شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست

پرپر شدند در دل طوفانی از بدی / گلهای رو سپید همیشه محمدی

آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی / انسان منهدم شده، قرآن زینتی

بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند / جلباب هایمان کم کم روسری شدند

خورشید مرد و شام تباهی  دراز شد / بر روی دشمنان در این قلعه باز شد

در کسوت قدیمی آزادی زنان / دنیای ما اگرچه گرفتارآمدست

اما هنوز تشنه نام محمد است / در انتهای نامه خیسم سلام بر

نام بزرگوار و نجیب پیامبراست



نویسنده: منصوره صامتی / کارشناس فرهنگ و رسانه ( http://paradox.blog.ir )

  • منصوره صامتی

تنهابه تو پناه می برم

منصوره صامتی |

پروردگارا!از شر زمزمه های شیاطین انسانی به تو پناه می برم .

که گوشت انسان زنده می خورند و آبرویش را می نوشند

  • منصوره صامتی

اصلا من بهایی ام!

منصوره صامتی |


داشتیم سر رفتن به مسجد بحث می کردیم که آقا رسیدند خیلی شاد و پر نشاط .سلام و احوالپرسی که کردند،جریان نیومدن دوستم به مسجد را به ایشون گفتم.گفتم می گه دیوونه امبیام مسجد! که آقا بهش گفتند:پس با این حساب تکلیف ما روشن شد!

رفیقم ادامه داد:اصلا من بهایی ام!

خیلی جا خوردیم.منتظر بودیم ببینیم آقا چه کار می کنن/!که رو کردند به دوستم و گفتن:به به !چقدر خوبه آدم صریح و صادق عقیده شو بگه!بعد هم ادامه دادند ما اگر بمیریم از ما نمی پرسن چقدر تعصب داشتی؟ می پرسن چقدر تحقیق کرده بودی؟ راستی بگو ببینم :بهایی چه جور دینیه؟یه وقت دیدی ما هم متوجه اشتباهمون شدیم و اومدیم بهایی شدیم!×گفت:ببینید تو دین بهایی تک همسریه ،ولی مسلمونا چی؟چند تا زن می گیرن!

اینجا بود که آقا مشکل رفیقم رو فهمیدند که چیه،بسیار خوب مساله رو براش حل کردند.فقط یک ربع وقت می خواست!

از اون به بعد دوستم شد یک مسجدی پرو پا قرص.

 خاطره ای از شهید بهشتی  به نقل از کتاب هم حسینی بود هم بهشتی

  • منصوره صامتی


به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
برای من تو مَگِریْ و مگو: «دریغ! دریغ!» به دام دیو دراُفتی دریغ آن باشد
جنازه‌ام چو ببینی مگو: «فراق! فراق!» مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپاری مگو: «وداع! وداع!» که گور پرده جمعیت جنان باشد
فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟
تو را غروب نماید، ولی شروق بود لَحَد چو حبس نماید خلاص جان باشد
کدام دانه فرورفت در زمین که نرست؟ چرا به دانه انسانت این گُمان باشد؟!
کدام دَلْوْ فرورفت و پُر برون نامد؟ زِ چاهْ یوسف جان را چرا فَغان باشد؟
دهان چو بستی از این سوی، آن طرف بگشا که های هویِ تو در جو لامکان باشد
تو را چنین بنماید که من به خاک شدم به زیرِ پایِ من این هفت‌آسمان باشد
  • منصوره صامتی

کربلای ایران

منصوره صامتی |


توفیق زیارت مشهد اردهال،کربلای ایران ،آن هم درست ابتدای سال!

آنقدر مشعوفم که آماده ام 365 روز و 8760 ساعت و 525600 ثانیه انسان باشم.

بی تردید خوشبختی انتظارم را می کشد که انسان بودن شایسته ی همین بهاست...

 

  • منصوره صامتی


چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانیش می گه:

چرا خانم های ایرانی نمی تونن با مرها دست بدن یا لمسشون کنن؟!

یعنی مردهای ایرانی انقدر کارنامه ی خرابی دارند و نمی تونن خودشون رو کنترل کنن؟!!

همایون لبخند معناداری می زنه و می گه :ملکه ی انگلیس می تونه با همه دست بده ؟

و هر مردی می تونه ملکه  رو لمس کنه؟!

چارلز جا می خوره و می گه :نه معلومه که نه ملکه یک فرد عادی نیست،همه که نمی تونن با ملکه در ارتباط باشن یا حتی با ملکه دست بدن.

همایون بدون مکث می گه همه ی خانوم های ایرانی ملکه هستند.

  • منصوره صامتی
  • منصوره صامتی