منصوره صامتی

کارشناس فرهنگی

منصوره صامتی

کارشناس فرهنگی

منصوره صامتی

رویای 1400 ساله ی مسلمانان جهان در حکومت اسلامی ایران به تحقق پیوسته و امروز این ظرفیت عظیم فرصتی تکرار نشدنی است. معتقدم که انسان به ضرورت ماهیت الهی و اندیشه ی خویش یک رسانه است وامروز در عصر رسانه ضروریست تا دغدغه های فرهنگی ،اجتماعی و سیاسی مان را باهم شریک شویم، باشد که در مسیر زمان به جامعه ی مهدوی نزدیک شویم."زندگی بهتر حق مسلم ماست!"

و همچنان که رهسپار آینده ایم بیندیشیم که :

ما ازین قرن نخواهیم گذشت
ما ازین قرن نخواهیم گریخت
با قطاری که دگران ساخته اند
هیچ پروازی نیست برساند ما را به قطار دوران
و به قرن دگران
مگر انگیزه و عشق ،
مگر اندیشه و علم ،
مگر آیینه و صلح
و تقلا و تلاش
بخت از آن کسی خواهد بود که مناجات کند با کارش
و در اندیشه ی یک مساله خوابش ببرد
و کتابش را بگذارد زیر سرش و ببیند در خواب حل یک مساله را
باز با شادی در گیری یک مساله بیدار شود ...

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
بزرگواران!حال که به تنهایی می برید و می دوزید و تن ملت می کنید  لطفا تکلیف پارادوکسیکال ملت را با فرهنگ 13 آبان نیز مشخص بفرمایید

بزرگواران ! لطفا بفزمایید امسال 13 آبان تکلیف ما با  (مرگ بر آمریکا ) چیست ؟

بزرگواران! لطفا بفرمایید امسال تکلیف ما با تقویم و13 آبان چیست؟
بزرگواران!لطفا بفرمایید امسال تکلیف ما با تاریخ و لانه ی جاسوسی چیست؟
بزرگواران! لطفا امسال ما را از بلا تکلیفی در بیاورید 
                                                      سازش، نرمش،خواهش،کرنش...
                         یا شاید  کلا بی خیالش!

البته اگر صلاح می دانید ما را هم در جریان بگذارید
  • منصوره صامتی

نظرات  (۱۷)

  • سجاد غلامی
  • سلام .

    می خواهم در ادامه بحث "رابطه با آمریکا" ، این بار ضمن پاسخگویی به برخی از نظرات مطرح شده از سوی دوستان ؛ با نگاهی به پیشامدهای بوجود آمده در سفر اخیر رئیس جمهور و هیات دولت با نیویورک ، به بحث و گفتگو بپردازم .

    به نظر من دستاورد مهم این سفر ( بگذریم که برخی از رفتارهای نابجا هیات  دولت _که رهبری هم صریحا به آن اشاره کردند_ موجب آن شد که  از جانب غرب "امتیازات مهمی" تلقی شود ! به نحوی که در تحلیل های رسانه ای شان ،  مکررا  آنرا تکرار می کردند . از جمله این سخن که "ایران تحت فشار قرار گرفته و در موضع ضعف به مذاکره تن داده است" ) آن بود که باعث شد "هویت اصلی" دشمنان این ملت و در راس آن آمریکا ، بیش از پیش آشکار شود .
    غربی ها از چند دقیقه مکالمه میان دکتر روحانی و اوباما و ملاقات دکتر ظریف با جان کری ، انبوهی از تحلیل های القائی در زمینه قدرت آمریکا ساختند و در دنیا منتشر کردند .
    اما این هزینه هنگفت و به تعبیر رهبری نابجا ، لااقل یک عبرت با خود داشت و آن اینکه "دشمن" دشمن است !  چه انتظاری است از او . که در ادامه راجب این دشمنی صحبت خواهم کرد که دوستان [مسامحه گر و خوش باوری ] که ما را متهم به "توهم دشمنی" می کنند ، بیشتر با اصل و کنه موضوع آشنا شوند .

    اینکه رئیس جمهور آمریکا طاقت نیاورد و بلافاصله پس از مکالمه تلفنی با رئیس جمهور کشورمان ، در ملاقات با نخست وزیر رزیم صهیونیستی بگوید "درباره ایران ، همه گزینه ها از جمله گزینه نظامی روی میز است" ؛ اگر در تحلیلات شما ، یک دستاورد مهم در حوزه دیپلماسی محسوب می شود ، برای عقلای عالم در حوزه سیاست ، یا دید واقع بینی ، حقیقتا یک "راست آزمایی" محسوب خواهد شد .
    چرا که ایران سی و اندی سال است که به جهانیان اعلام می دارد که آمریکای جهانخوار غیرقابل اعتماد است ! خود برتر بین و عهد شکن و اسیر و در پنجه سیاست ها و منافع اسرائیل است .

    خود دکتر ظریف بعد از آن پیشامد در مصاحبه با یکی از شبکه های برون مرزی گفتند "من از اینکه اوباما از ادبیاتی استفاده کرد که توهین به مردم ایران بود ، ناامید شدم" !
    این سفر چند روزه با وجود برخی خطاها ، موجب انفجار اطلاعات درباره هویت استکباری رزیم کاخ سفید شد که سران آن از رئیس جمهور تا معاون
    و مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه ، همگی با ادبیاتی مشترک ، اعلام کردند پای منافع رزیم اسرائیل خواهند ایستاد (البته آنها برای ابقای خود در سمت های یاد شده این حرف ها را زده اند ! می بینید نفوذ اسرائیل در تعیین سیاست های کاخ سفید تا به کجاست ؟! ) و حتی اگر رزیم اسرائیل نبود ، آن را ایجاد می کردند !! و اعلام کردند که حق هسته ای ایران را با موضوع غنی سازی به رسمیت نمی شناسند و حاضر نیستند تحریم ها را لغو کنند و به اسرائیل اطمینان دادند که هیچ امتیازی در برابر ایران ، به ایران نخواهند داد !

    درواقع در این سفر معلوم شد که حباب مذاکره و سازش و رابطه با آمریکا با همه جلوه ی رسانه ای و تبلیغاتی اش ، پر از هیچ ! است . خروجی این سفر بی آنکه قصد نیت خوانی دکتر روحانی و دکتر ظریف را داشته باشیم تلنگری به این حباب بی محتوا و طنز آمیز بود که "کلید گشایش ها نزد آمریکای اهل سازش و اهل مذاکره است" ! و می توان با یک مصافحه و معانقه بر 60 سال تاریخ تلخ ، صلواتی محمدی پسند فرستاد !
    یا مثلا آمریکا در به در به دنبال حل مشکلات با ایران است و این طرف ایرانی است که سرسختی می کند !

    برادران و خواهر آگاه و هوشیار من ! نرمش بی جا در مقابل جباران نه تنها دل آنان را نرم نمی کند ، بلکه بر گستاخی و چموشی آنان هم می افزاید . امیدواریم که دولت و وزارت خارجه کنونی ، با چشمانی بازتر به عرصه واقعیت های دنیای دیپلماسی در دنیا بنگرد و گام های خود را استوارتر و واقع گرایانه تر بردارد .
    خوش بینی مفرط و اعتماد به دشمن ، امتحان خود را پس داده است و چه نتایجی به بار خواهد آورد جز خطر نابودی تمام کاشته هایی که به برکت "مقاومت" برداشته شده است ؟؟
    وقتی یک مکالمه تلفنی چند دقیقه ای (سوای از درست یا غلط بودن آن ، سوای از مغرضانه بودن یا غیر مغرضانه بودن آن ) کشوری را مدت ها به صدر اخبار جهان می کشاند و با استقبال غربی ها مواجهه می کند و رزیم مفلوک صهیونیستی را به "پریشان گویی" وامی دارد ؛ آیا نمی توان به این نتیجه رسید که این کشور [ایران] قدرتمند و تاثیرگذار در منطقه و حتی در دنیا ، جایگاه مستقل و ویزه ای در نظام بین الملل کسب نموده است ؟؟

    آیا این جایگاه ویزه در همین یکی دوماه اخیر که دولت یازدهم در راس امور قرار گرفته است ، به دست آمده است ؟؟
    یا نتیجه سالها مقاومت نظام جمهوری اسلامی در پرتوی رهبری های پیامبرگونه امام عظیم الشان و نیز رهبری های داهیانه مقام معظم رهبری در برابر قدرت های زورگو و متجاوز به رهبری آمریکا بوده و هست که سعی در حفظ نظمی دارد که خود آن را با نام "نظم موجود جهانی" می نامد .
    نظمی که ایران مدت هاست با رویکرد انقلابی خود ، آن را به چالش کشیده است .
    بگذریم که عده ای در داخل و در دولت های مختلف ، از سر ضعف اراده و ایمان (که امروزه عصر ، عصر ایمان است ) و خودکمتربینی ، مقابله با آن را ناشدنی و عده ای هم آن را اساسا "غیرعلمی" ! و غیرمنطقی می پنداشتند !!
    نظمی که فقط بر مدار حفظ منافع غرب و در راس آن آمریکا و اسرائیل قرار دارد .
    سوال اینست که خوشبینی و اعتماد به کشوری که منشا اختلافات با آن ، اساسا ماهوی است (نه سیاسی) و در منطه استراتزیک و مهمی مثل خاورمیانه ، دچار تضاد منافع (بلند مدت و دائمی ) با کشور ایران شده است ؛ اولا از منظر دوستان (و دشمنان ! ) آیا شدنی است ؟؟
    و ثانیا نتیجه اعتماد به حریفی با مختصات آمریکا ، چه خواهد بود ؟؟ 

    پاسخ سوال اول مشخص است . وقتی اختلافات ماهیتی ایدئولوزیک به خود دارد و می گیرد ، برای حل آن راهی جز این که یکی از دو طرف دست از آرمان و اهداف خود بردارد ، نمی توان متصور شد .
    از اینجا می توان نتیجه گرفت ، آمریکا از نزدیک شدن به ایران ، به دنبال حل مقطعی و موردی مسائل نیست . بلکه به دنبال تغییر نظام یا در خوشبینانه ترین حالت به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی و عدول از آرمانهای انقلابی خود در صحنه بین الملل است .
    اما برای یافتن پاسخ به سوال دوم شما را به مطالعه تاریخ دعوت می کنم . همین تاریخ معاصر . که رجوع به تاریخ برای یافتن پاسخ به سوال دوم ، گزینه مناسب تری است .
    به تاریخ رابطه آمریکا بویزه با کشورهای منطقه (که دارای مشترکات فرهنگی ، اعتقادی ، زئوپولوتیک و جغرافیایی بیشتری با هم هستیم ) نگاه کنید ، که آمریکا چگونه به متحدین کلیدی خود پشت پا زد و اصطلاحا به آنان خیانت کرده است ؟!
    برای مثال :
    حمایت آمریکا از صدام ؟؟
    حمایت آمریکا از مبارک ؟؟
    حمایت آمریکا از بن علی ؟؟
    حمایت آمریکا از قذافی ؟؟
    و
    حمایت آمریکا از شاه ؟؟ (برای کسانی که صرفا حس ناسیونالیستی دارند  مختصر اشاره ای می کنم )
    آری دوستان ،  "نیاید از گرگ ، چوپانی"

    درباره خدمات بی حد و حصر محمد رضا شاه به آمریکا و دوستی عمیق و 25 ساله وی با رهبران این کشور زیاد گفته و شنیده شده است . حداقل آنچه که هیچ اختلافی در آن نیست این است که ، وی کلیدی ترین و مطمئن ترین متحد آمریکا در خاورمیانه بود و از انجام هیچ اقدامی به نفع آمریکا ولو به قیمت از بین رفتن عزت ، شرف ، فرهنگ ، اقتصاد و منافع کشور دریغ نمی کرد (دوستی که منافع ملی ، منافع ملی می گویی با تو می گویم سخن ! ) . "زاندارم منطقه" عنوانی بود که آمریکایی ها به ایران تحت حکومت شاه داده بودند !
    اما پس از وقوع انقلاب به رهبری معمار کبیر آن ، و فرار شاه ، آمریکا حتی حاضر نشد که بر سر منافع خود ، با ایران  معامله کرده و وی را بیش از چند روز در کشور خود نگه دارد !!!!!!
    کار به جایی رسید که وی پس از مدتی سرگردانی در برخی کشورها از جمله پاناما (که بنده ابتدا فقط به واسطه حضور شاهنشاهمان در آن کشور ، اسم این کشور به گوشم می رسد ! ) در نهایت وارد مصر شد .
    مرگ در غربت و تنهایی و ذلت ، سرنوشتی بود که اعتماد شاه به آمریکا برای وی به ارمغان آورد !!

    فاعتبروا یا الولابضار !! فاعتبروا یا الولابصار !! ..

    و تاریخ تکرار خواهد شد ، اگر عبرت نگیریم !!
    این آخرین کامنتمه اگه احساس کنم جواب دوباره لازم است هفته دیگه پنجشنبه حتما جواب میدهم
    با هر تیکه ای از حرف های کامنت قبلم که گفتید موافق بودید ، خیلی پیشرفت خوبیه که خودم فکرشو نمیکردم ...
    ازم پرسیدید : به نظر من رابطه با دوستی که با دشمن شما دوست است صحیح است یا اگر ناگزیر به ارتباط هستید حدو مرز این ارتباط چیست؟
    در جواب باید بگویم شما از این زاویه نگاه میکنید من از یه زاویه دیگه اینکه با دوستی با آمریکا علاوه بر اینکه تحریم ها برطرف و منافع ملی حاصل میشود خیلی از کشورهایی که به این خاطر از ما روی برگرداندند (مثل عربستان و ترکیه) هم با سرعت 3 برابر آمریکا از دوستی با ما استقبال میکنند و روز به روز اسراییل منزوی تر میشود حالا چه آمریکا دوستش باشد چه نباشد و ما به سمت هدف رفته ایم اما در رابطه با حد و مرز هم باید بگویم همین که دشمن نباشیم کافیه مثلا رابطمون مثل رابطه با  آلمان باشه
    اما در مورد اوباما و مشکلش با جمهوریخواهان یه مسئله ای هست که شما و همفکرانتان اصلا بهش توجه نمیکنید و آن هم تغییر در آمریکاست.   در ایران ما  اجرای اصول و قوانین اسلامی و همچنین سیاست های راهبردی نظام برای هر ریس جمهوری واجب است اما با تغییر ریس جمهور می بینیم که چقدر تغییرات در روند اجرایی و تئوری ها صورت میگیرد حالا فرض کنید در آمریکا که هیچ کدام از مواردی که عرض کردم نداره وقتی ریس جمهورش عوض میشه چه اتفاقی میفته؟مسلما شما هم تصدیق میکنید که اوباما و بوش زمین تا آسمون با هم فرق دارند و من که  میگم دشمنی با امریکا خوب نیست منظورم الانه و شاید اگه اوباما عوض شه نظرم این نباشه!!



    پاسخ:
    مساله را بسیار ساده فرض کرده اید .مساله ی آمریکا با ایران استراتژیک است و در قوانین بلند مدت منشا دارد در آمریکا قدرت اصلی در پارلمان و لابی های صهیون است  همچنانکه قدرت رسانه ای  آمریکا در مدیریت صهیون است .خود جناب اوباما به تنهایی یک مهره است وحتی باید بر خلاف منویات شخصی بر اساس خواسته ی قدرت اصلی رفتار و عمل کند . در ایران هم رییس جمهور به تنهایی نمی تواند تصمیم سازی کند بلکه این اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی است که راهبردهای روابط خارجی را مدیریت می کند .اشتباه است که فرض کنیم مساله ایران و آمریکا به روابط شخصی روسای جمهور بر می گردد!  جناب آرمان اساسا شاکله ی نظام جمهوری اسلامی یا بهتر است بگویم ماهیت انقلاب اسلامی علیه آمریکا متولد شده است  در مقابل آقایی آمریکا ایستاده است نقطه ی تقابل اینجاست این یعنی جنگ علیه ماهیت موضوعی . برای رابطه با آمریکا نمی توان مثل رابطه با عراق تصمیم گرفت .ابتدا باید تفاوت مطلق شیرینی و تلخی را علیه هم پذیرفت حال از فرمول خاص  خود وارد شد. به طور کلی نمی شود رابطه ی به آمریکا را بسیط فرض کرد بلکه اگر هم رابطه ای شکل گیرد که مایه ی تردید است شاید در روابط تجاری باشد که باز ملاحظات فرهنگی نباید فراموش گردد. بنده به شفاف سازی در همین بخش اشاره داشتم . متاسفانه گاهی با مردم و بویژه دوستداران مردمی نظام رو راست نبوده اند و همین سبب کم رنگ شدن اعتماد بخش ی از نیروهای جان بر کف شده است . این خطرناک است .به نام سیاست با مردمی که نسبت به ملیت خویش تعصب دارند سیاسی بازی کنیم بنده این را می گویم ماجرای رو و پشت پرده که باید از جانب خود نظام شفاف سازی شود .
    جناب آرمان بر اساس منطق  اگر بخواهید دوستی یا دشمنی شخصی را اثبات کنید از بدیهیات است که به رفتار های گذشته ی شخص بر می گردید. رفتارهای دولتی آمریکا علیه مردم ایران  نشانه های رفتاری مثبتی نیستند هر طور که می توانسته اند مردم ایران را آزرده اندتحریم دارو های بیماران خاص از آن جمله است .
     راستش را بخواهید در نکته ی آخر باید به این اشاره کنم که اینقدر که به دشمنی آمریکا با ایران اطمینان دارم به دوستی برخی از همین مسئولین داخلی (که اصلا منظورم جناب روحانی نیست)یا ملت ایران اعتماد ندارم این است رمز شکست از داخل مرزها که نادیده گرفته می شود .عده ای دشمن بیرونی در شاکله ای خاص که خود می پسندند  را برای مردم تصویر می کنند آب را گل آلود می کنند و نان خود می برند در واقع  به بیانی ساده تر مردم را مشغول گرانی و تلورانس ارز می کنند و خود در پشت پرده آن کار دیگر می کنند .مردم ایران ابتدا باید یقه ی برخی مسئولین داخلی را بگیرند و از آنان حساب بخواهند آن گاه در گام بعدی از آمریکا و ... مابقی انتظار دوستی داشته باشیم و این برخی مسئولین حواسشون رو خیلی باید جمع کنند امان از روزی که صبر مردم با حیای ایران که بیش از آن که می دانند صبور هستند به پایان برسد
    به عنوان فردی این مساله را مطرح می کنم که بیش از 8 سال است در رسانه ی میلی  با بسیاری از مسئولین پایه یک این نظام حتی در رده ی شورای نگهبان محترم گفتگو داشته ام بسیاری  از مسولین قابل ستایشند ولی برخی از مسئولین ازخدا بی خبر و از درد مردم غافل نیز در این حواشی  به بهای دنیا دم می جنبانند!
    اون موقع که من کامنت دادم چک کردم ولی کامنتم نبود اگه بوده و من ندیدم عذر میخوام
    به نظر من اعتماد ملی یعنی اعتماد به حرکت در جهت منافع ملی که گفتم نه اون چیزی که شما فکر میکنید
    در باب اقتصاد من سر رشته ای ندارم ولی وقتی نرخ ارز این یک ماه اخیر را با چند ماه قبل مقایسه میکنم میبینم از یه نمودار مثلثی صعودی به یک خط صاف رسیده....
    جمله قشنگی گفتید : "اگر اعمال افراد و حکومتها را با حق بسنجیم وبر اساس معیارها دوست و دشمن را شناختیم دیگر تعارف ندارد دوست دوست است دشمن دشمن ."
    مثلا ما با اسراییل دشمنیم و دشمنیمون هم به خاطر یک شخص و اقداماتش نیست به خاطر ماهیت اسراییل است پس تحت هیچ شرایطی به با او دوست نمی شویم یا با او مذاکره نمیکنیم
    اما آیا مشکل ما با آمریکا همانند اسراییل است؟ ما مرگ بر آمریکا میگفتیم چون اقداماتش از قدیم خصمانه بوده نه این که کلا با آمریکا مشکل داشته باشیم پس اگر آمریکا اقدامات خصمانه خودش را کنار بگذارد میتوانیم با هم روابط دیپلماتیک داشته باشیم و اینکه آمریکا این اقدامات را کنار بگذارد فقط و فقط از طریق مذاکره امکان پذیر است .
    شما میگویید چرا مردم را نامحرم میدانند ولی من میخوام بگم خود مردم با انتخاب ریس جمهور جدید رای به تعامل سازنده با جهان دادند پس با تغییر رویکرد دقیقا اعتماد ملی نه تنها کاهش بلکه افزایش می یابد که شما مخالفید!
    فقط در آخر باید به شما بگم با ایما و اشاره صحبت کردن لزوما به معنای عمیق بودن مفهوم سخن نیست

    پاسخ:
    مرحبا 
     با برخی نکات مطرح شده موافقم بزرگوار به طور کلی بنده جریانات داخلی که ریشه در غفلت مردم از عملکرد آنها دارد را دشمن تر  از هر دشمن دیگری در برون مرز می دانم چرا که تکلیف ما با دشمن آشکار است ولی امان از آنها یی که در لباس  دوستی ریشه ی دین و علقه ی ملی را از بین می برند.
    به آمریکا و اسراییل دوستی یکی و دشمنی دیگری اشاره داشتید به نظر شما رابطه با دوستی که با دشمن شما دوست است صحیح است یا اگر ناگزیر به ارتباط هستید حدو مرز این ارتباط چیست؟
    نکته ی حائز اهمیت این که لابی های اسراییلی در پارلمان آمریکا بسیار فعال و قدرت چانه زنی بالایی دارند تا جایی که امور داخلی آمریکا را نیز کنترل می کنند و خود مسئولین ،اندیشمندان و مردم آمریکا از هزینه های فراوانی که دوستی با اسراییل ایجاد کرده نگران و به شدت مخالفند . دوستی و ارتباط با آمریکا به نوعی مسیر ارتباط با اسراییل است که نباید غفلت شود.
    حتی در رابطه ی دوستی هم باید شرط عقل که همانا احتیاط است لحاظ شود چه برسد به دوستی که دشمنیش به اثبات رسیده  است .ونکته ی مهم دیگر اینکه مرور کوتاهی بر خبرهای اقتصادی آمریکا حاکی از رکود وبدهکاری شدید بانکهای آمریکایی دارد و در برخی ابعاد آمریکا نیز به رابطه با ایران برای هدایت افکار عمومی به سمت و سویی مخالف با وضعیت نابسامان اقتصادی خود نیازمند است که نباید فراموش شود . می ترسم دست آخر اگر ارتباطی هم ایجاد شود بدهکاریهای آمریکا هم به گردن ما ایرانیها بیفتد!
    برای شما عجیب نیست که نام کوچک جناب اوباما حسین است و در آغاز دور اول ریاست جمهوری از آیات قرآن می گوید و به اجداد مسلمانش اشاره می کند ؟! چرا این فرد برای ریاست جمهوری انتخاب شده است؟
    اگر نکته ای هست بفرمایید تا گفتگو ادامه یابد
  • سجاد غلامی
  • سلام .

    می خواهم به بحث رابطه با آمریکا از این منظر وارد شوم که چندی پیش رهبر معظم انقلاب ، به عنوان مرجعیت سیاسی و اجتماعی و همچنین مرجعیت فقهی ، در مقام یک اسلام شناس خبره و آگاه ، در تبیین سیاست اسلامی نظام در تعاملات خارجی ، با توجه به پیچیدگی ها و ظرافت های دیپلماسی ، "نرمش قهرمانه" را به عنوان یک راهبرد مطرح کردند که در واقع به معنی انعطاف در چهارچوب اصول به جهت صیانت از اصول می باشد . نه به معنی فدا نمودن اصول به پای مصلحت ! چرا که هیچ مصلحتی بالاتر از حفظ اصول نمیست .
    اگر نرمش و انعطاف موجب شود که از اصول خود دست برداریم و دچار تسامح و تساهل و سازش درباره آن شویم ؛ این دیگر نرمش قهرمانانه نیست ، بلکه کوتاه آمدنی از سر ذلت و ضعف و خواری است .

    اصطلاح نرمش قهرمانانه هرجند که در وهله اول ، به نظر یک سازوکار (تاکتیک) مقطعی می آید ، اما در واقع یک راهبرد (استراتزی) در سیاست خارجی است که مبتنی بر فقه سیاسی و حکومتی و برگرفته از مفاهیم بلند قرآنی  و ارائه شده در قالب دکترین و نظریه سیاسی حکومت داری امروز جوامع اسلامی هست که در تعامل با دنیای خارج ، در بطن خود توجه به حفظ اصول ، بدون عدول از آن را مدنظر دارد .

    البته همانطور که می دانید اسلام دین صلح و دوستی است . از نام های خداوند "سلام" است که به معنی صلح و دوستی و سلامتی است . همچنانکه در برخی از آیات قرآن نیز این نکته به دست می آید که "رحمت الهی بر غضب او ، پیشی گرفته است" و اگر نبود سنت الهی بر کیفر ظالم و متجاوز ، هرگز بهشت و دوزخی هم خلق نمی فرمود .

    همین ویزگی الهی در مظهر اتم و اکمل خداوندی جضرت محمد مصطفی (ص) به عنوان "رحمت للعامین" وجود دارد به نحوی که در راه هدایت ، حضرتش خود را به رنج و مشقت می افکند تا همگان را از عذاب و آتش دوزخ برهاند و به بهشت و رضوان الهی رهنمون سازد و در این راه با سلاح "خلق عظیم" و شگفت خود ، موفق شد همگان را به دور خود ، که مظهر توحید است ، گردآورد .

    در آموزه های وحیانی دین ، هرگز دعوت به جنگ طلبی و جنگ افروزی نشده است . به اصطلاح فقهی اش ، هرگز دعوت به "جنگ ابتدایی" نشده است .
    بلکه همواره با دعوت به صلح ، شرایط را برای ابلاغ پیام الهی بهبود بخشیده است . خداوند در قرآن نیز بر حفظ روابط صلح آمیز با اقوام و ملت ها تاکید داشته و آن را به عنوان یک ارزش و فضیلت بزرگ در حقوق بین الملل مطرح می کند و اگر در برخی از آیات از شدت عمل نسبت به کفار سخن به میان آمده ، در زمانی است که آنان با اقدام به حرکت های ایذایی خود ( که امروزه با پیشرفت جوامع ، اشکال مختلفی به خود می تواند بگیرد) شرایط را برای مسلمانان سخت و دشوار کنند .
    یا به صورت پیدا و یا پنهان درصدد دشمنی و کارشکنی و دسیسه چینی و توطئه آفرینی برآیند . و یا اینکه با تهدیدات دائمی خود همواره به مرزهای عقیدتی ، فرهنگی ، اقتصادی یا جغرافیایی مسلمانان تجاوز نموده و حقوق آنان را تضییع نمایند .
    از این روست که قزآن ایجاد ترس و رعب در دل دشمن را به عنوان عاملی بازدارنده در پرتوی هرچه بیشتر تجهیز قوا تا سرحد امکان ، به عنوان یک استراتزی برای کشورهای مسلمان مطرح می کند تا با کسب اقتدار روزافزون ، موجب شوکت و عظمت امت اسلامی شده و این اقتدار کسب شده به عنوان عاملی بازدارنده منجر به صلحی پایدار و امنیتی دایم بگردد .

    بدین گونه است که اسلام با توصیه به صلح پایدار (مبتنی بر عدالت) در کنار تجهیز قوا (نظامی ، علمی ، اقتصادی ) در جهت کسب اقتدار و عزت بین المللی روز افزون از جانب مسلمانان ، به عنوان راهبرد سیاست خارجی دولت و حکومت اسلامی در دستور کار خود قرار می دهد .
    چرا که اگر این اقتدار فراهم نشود ، دشمن به تصور و یا توهم وجود ضعف از جانب مسلمانان ، به خود اجازه تعرض و سلب امنیت را خواهد داد .
    حال آنکه وجود این اقتدار کسب شده ، با ایجاد توازن در قوای بین الملل دشمن را به ناچار به اندیشه صلح رهنمون می سازد که خود (صلح مبتنی بر عدالت ) یکی از اهداف دین مبین اسلام در عرصه حکومت داری است .

    صلح و نرمش قهرمانانه را از این منظر می توان تبیین نمود .
    در چارچوب حفظ اصول و صیانت از آن ، می توان با دشمی که قصد فریب کاری ندارد ، صلح نمود و با آن ، به توافق  هم رسید . ولی اگر هدف دشمن از صلح طلبی ، تغییر موقعیت و یا دست یابی به موقعیت برتر و یا فریب کاری باشد ، از سابقه ای که از عهد شکنی و غیر قابل اعتماد بودن آن داریم (در اینجا حاجت به ورق زدن تاریخ نیست ، با رجوع به حافظه کوتاه مدت خود ، به شواهد و اسناد فراوان در "دشمنی" دشمن ، پی خواهیم برد ) نمی توان با چنین دشمنی صلح نمود .
    همچنین صلح اگر موجب شود که از برخی از اصول خود کوتاه بیاییم و عقب نشینی کنیم ، خصوصا آنکه این عقب نشینی دشمن را وقیحانه به سمت امتیازگیری هم سوق می دهد ، دیگر روا نبوده و نیست .

    خداوند در قرآن با اشاره به روحیه یهود و نصاری ، می فرماید "که اینان خواهان عقب نشینی گام به گام هستند تا شما را به رویه ملت خودشان درآورند" (می دانیم که قرآن کلام الهی بوده و هست و کتاب تاریخ نیست اگر اشاره به ویزگی از اقوام و مللی می کند ، این ویزگی را یک ویزگی ذاتی و تاریخی برای آن قوم می داند) یعنی ساست تهاجمی آنان محدود به حوزه ساسی و اقتصادی و حتی نظامی نیست ، بلکه حوزه فرهنگ را در اصل مورد هجمه خود قرار می دهند و خواهان یکسانی آئین و فرهنگ هستند . قرآن که صادق و مصدق است هشدار می دهد که آنان می خواهند که شما در حوزه فرهنگی ، تابع فرهنگ آنان شوید و از این خوی به عنوان یک خوی موروثی و ذاتی در میان این اقوام یاد می کند .
    قرآن در واقع هدف آنان را تغییر فرهنگی سایر اقوام و ملل می داند و تا زمانی که به این هدف هم نرسده باشند کوتاه نمی آیند .

    امروزه هالیوود با سه ضلع ترویج سکس - خشونت - مالیخولیا  نمونه بارز از تلاش سردمداران کاخ سفید است که به صراحت از ابتدا تا اکنون ، سیاست خود را آمریکایی کردن فرهنگ سایر ملل اعلام کرده اند و تمام تلاش فرهنگی ، رسانه ای ، تبلیغاتی ، نظامی ، اقتصادی ، دیپلماسی خود را در راه تحفق این  "آرمان" به کار بسته اند .

    از این رو شناخت دقیق ساست های کلان و انگیزه های اصلی دشمن ، در سیاست نرمش قهرمانانه لازم و ضروری است .

    این مطلب ادامه دارد ./



    خانوم صامتی اینکه کامنت های مرا تایید نمیکنید یعنی کاملا حرف مرا پذیرفتید پس همین که خودتان قانع شدید برای من بس است .
    خدانگهدار
    پاسخ:
    سلام از قضا بسیار پاسخ بلندی هم برای کامنت شما نوشته ام و این گفتگو اگر مایل باشید ادامه خواهد داشت در صفحه ی اصلی کامنت و پاسخ شما تایید شده است ولی نمی وانم چرا می فرمایید تایید نشده آخرین کامنت شما در خصوص منافع ملی بود بنده هم پاسخ دادم و تایید کردم اگر به جز این است دوباره ارسال کنید و خوب که قضاوت نکنید ،در این رسانه حتی با ملاحظاتی که شامل حذف بخش از کامنت هاست سعی ب  این است که همه ی کامنت ها تایید شود ولی گاهی آنقدر شخصی است ویا آنقدر نا مناسب است که نمی شود تایید کرد ،از اینکه در گفتگو شرکت می کنید سپاس حتی اگر مخالف عقیده ی بنده باشد با دقت نظر شما را مطالعه می کنم که راه بر تعصب بسته است هنگامی که عقل و منطق و استدلال یاریمان کندو به یقین ته اختلاف نظر و گفتگو پویایی ذهن هر دو طرف خواهد بود
    به همین جهت یکبار دیگر این گفتگوی اینترنتی رو تکرار می کنم

    )
    منافع ملی از دیدگاه من یعنی شرایطی که مردم رفاه بیشتری داشته باشند شرایطی که مردم امنیت بیشتری داشته باشند شرایطی که ایران عزت بین المللی بیشتری داشته باشه شرایطی که پول ملی مون ارزش بیشتری داشته باشه و شرایطی که ....
    حالا شما دقیقا بفرمایید شعار نه شرقی نه غربی چه می گوید ؟ اگر این شعار آن جور باشد که شما می گویید لایق ترین کشوری که مستحق این شعار است شوروی است که آمریکا تو ظلم به ملت ایران به گرد اون هم نمیرسه
    در واقع شما شعار را اشتباه فهمیدید این شعار در واقع میگوید ایران نه سلطه پذیر است نه سلطه گر ولی نمیگوید با تمام دنیا بجنگیم حتی اگر این طور باشد شما چرا فقط به آمریکا گیر دادی و شوروی را بیخیال شدی؟
    من یه سوال از شما میکنم :اگر مثلا در مدرسه با فردی که می تواند به شما کمک های زیادی بکند قهرتان شود (مقصر هم اوست )و  بقیه اعضای مدرسه هم این موضوع را بفهمند می خواهید تا آخر عمرتان قهر بمانید یا ته دلتان می گویید میتوانم یجوری که غرورم حفظ شه دوباره با او آشتی کنم و از او کمک های قبل را بگیرم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(چون علامت تعجب دوست دارید!!)
    تمام کار سنگین دیپلماسی دکتر ظریف و دکتر روحانی هم تحقق همین هدف است . در مثال ما مدرسه همان جهان است ، اعضای مدرسه کشور های جهان ، شما نماد ایران و آن دوستتان نماد آمریکاست.
    انقدر مسئله را پیچیده نبینید آمریکا هم یک کشور مثل بقیه است فقط فرقش اینه که خودشو قیم جهان میدونه ولی این باعث نمیشه ما نه تنها ازش سود نبریم بلکه تمام توانشو علیه خودمون بسیج کنیم
    این یعنی منافع ملی
    مثال لولو هم خیلی بیجا و بی ربط بود و هیچ شباهتی  به موضوع نداشت فقط خواستید یه چیزی گفته باشید .
    واقعا یه وقت هایی باید بشینیم به منافع ملی که گفتم فکر کنیم و  حرف ها و کردارمونو بر اون مبنا تنظیم کنیم تا ایران روز به روز پیشرفت کنه 
    به امید اون روز که ایرانی ها همگی منافع ملی کشورشون در اولویت اهدافشون باشه تا در واقع وظیفه مسلمانی و ایمانی خود را انجام دهند بر اساس حدیث  «حب الوطن من الإیمان» «دوست داشتن وطن از ایمان است»  از پیامبر (ص)

      
    به طور کلی زاویه ی دید بنده و شما متفاوت است به همین جهت هم مثال بنده برای شما بی ربط به نظر رسید .همه ی آنچه بدان اشاره فرمودید به اندازه ی اعتماد ملی که یک سرمایه ی عظیم اجتماعی است ارزشمند نیست.منافع ملی جمع است در اعتماد مردم به نظام که پشتوانه و موتور محرک پیشرفت جامعه است که باید در الویت حفظ گردد بنده از شفاف سازی مسایل و تصمیمات سیاسی برای مردم سخن می گویم از تالی های مقدمه ای که نقض غرض است ضد تبلیغ آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی است.شما به آمریکا به چشم دیگر کشورها نگاه می کنید پس چگونه است که به کشورهایی که به جهت رویارویی با .امریکا به ایران دلبسته اند نظر نمی کنید؟
    معتقدم اگر اعمال افراد و حکومتها را با حق بسنجیم وبر اساس معیارها دوست و دشمن را شناختیم دیگر تعادف ندارد دوست دوست است دشمن دشمن .برخی رفتارها مانند خاله بازی است شبیه با دست پس میزنن و با پا پیش می کشن .می دانید وقتی تکلیف دوستی و دشمنی را در جزییات تعریف نمی کنند این می شود که وضعیت بازار اقتصادی هرج و مرج می گردد وبسیاری به نام مردم از مردم سوء استفاده می کنند.چرا باید آنقدر بلاتکلیف باشیم که با یک تلفن و تعداد کلمات بیان شده مسیر سرنوشت افراد اقتصادی در ایران تغییر کند .بنده از بازیهای پشت پرده می گویم که ما مردم را نامحرم می دانند ولی تاوانش را به گردن مردم می اندازند .برادر محترم و مخاطبان گرامی! صریح می گویم برخی افراد تا بحال از ریش و تسبیح و مرگ بر آمریکا نان می بردند و مقصودشان از این ظواهر تنها نان بود و بس و حال که اوضاع پس است رنگ عوض کرده ریش می تراشندو پیپ می کشندو سوت می زنند و آکادمی گوگوش می بینند و مرگ بر آمریکا هم نمی گویند! و صد البته هدفشان باز هم نان است که این افراد که خوب را بد و بد را خوب جلوه می دهند دشمنان اصلی هستند . ( یک نکته توصیه ی بنده به شما جناب آرمان به طور معمول موضوعات مورد اشاره در این رسانه بسیار عمیق تر از آن است که به نظر برخی ساده اندیشان می رسد به استعاره ها و کلمات کلیدی بیشتر بیندیشید البته اگر غرضی در کار باشد توصیه ی بنده نا کارآمد خواهد بود)

    سلام

    ببینید جمله آخر بنده مربوط به انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و موضوعاتی که احتمالا عزیزان در مناظر‌ه‌ها مطرح خواهند کردو‌ بر سر هم خواهند کوبید مربوط می‌شه که چون تا آن زمان وقت بسیار است فقط کلیتی و مطرح کردم.در واقع اگر روحانی تمام وقتش را در بهبود سیاست‌های خارجی‌ صرف کند و از دیگر مسائل به خصوص اقتصاد و حقوق اجتماعی مردم که در این سالها بسیار زیر پا گذشته شده غافل شود و به وعده بهبود اوضاع اقتصادی عمل نکند خوب این کاملا اشتباه است و اگر در سیاست‌های خارجی‌ به نتیجه دلخواه رسد احتمالا آنرا بر سر مردم میکوبد که‌ای مردم من تمام وقتم را گذشتم که آمریکا تحریم‌هایش را لغو کند و کرد و در دیگر زمینها اگر توفیقی نداشتیم مقصر دست‌های پشت پرده اند!و اگر با آمریکا به نتیجه نرسد احتمالا کاندید‌های جناح مخالف روحانی به خصوص اصول گرایان و حتا احمدی نژاد که وعده داده در انتخابات ۹۶ شرکت می‌کند آنرا بر سر روحانی می‌کوبند که....دیدی....دیدی  ما می‌گفتیم آمریکا حیله گری؟دیدی آمریکا به ما رحم نمی‌کنه؟دیدی آمریکا چطور با ما بازی کرد؟دیدی چطور ۳۴ سال مقاومت و شکستی؟؟آخه چرا دل خانواده شهدا رو خون کردی؟چرا آرمان‌های امام و زیر پا گذشتی؟آخ آخ آخ‌ای روحانی بد مرگ به نیرنگ تو...!

    اینکه روحانی برای رابطه با آمریکا و بیرون آمدن از زیر فشار‌ها تلاش می‌کنه کاملا منطقی‌ و صحیح است.

    چرا؟

    چون در مناظر‌ه‌ها ی ۹۲ وعده ‌اش را داده بود و مردم به این وعده پاسخ مثبت ۱۸ میلیونی دادند.پس در واقع روحانی دارد به عهدش با مردم وفا می‌کند!مگر اینهمه گلایه نمی‌کردیم که چرا مسئولین در زمان انتخابات ۱۰۰۱ شعار میدهند و بعد از اعتماد مردم هر آنچه که گفتند و فراموش میکنند؟!خوب حالا که جناب روحانی قولی‌ که به مردم داد و زیر پا نگذاشت و از همان روز اول تلاش‌هایش را در دیپلماسی سیاست خارجی‌ شروع کرد اشکالی‌ داره؟

    بنده از شما میپرسم،می‌شه ما از یک طرف با آمریکا برای کنار گذاشتن کینه‌ها وارد مذاکره شیم و از طرفی‌ دیگر علیه‌شان شعار دهیم؟!البته از آن طرف هم این قابل قبول نیست که آمریکا از طرفی‌ برای مذاکره مستقیم با ما آماده شود و از طرفی‌ دیگر تصمیم به افزایش تحریم‌ها علیه ما گیرد!

    شما می‌فرمایید از ارکان جمهوری اسلامی نه شرقی‌ و نه غربیست.منظور شما این است که تا آخرالزمان اگر شعار علیه شرق و غرب بدیم؟با این کار به هدف میرسیم؟هدف چیست؟هدف شما چیست؟هدف نظام چیست؟هدف مردم چیست؟اگر اکثریّت و اقلیتی در نظرتان هست لطفا هدف هر ۲ گروه و بفرمایید.

    منظور از نه شرقی‌  نه غربی این است که ما باید به کّل این نواحی را از روی نقش جغرافیا حذف کنیم و تنها قدرت در دنیا ما باشیم و هر کس با ما بود باید آنچه کند که ما میگوییم و هر کس با ما نبود....مرگ بر مخالف من!؟

    بنده معتقدم نه گفتن به شرق و غرب زیر سلطه آنها نبودن است،مستقل بودن است.سالهاست به غرب نه گفتیم به شرق چطور؟!در کامنت قبل عرض کردم اینهمه باج به روسیه میدیم چرا صدایتان در نمی‌آید؟

    آن زمان که مبلغ بسیار زیادی برای خریداری موشک‌های اس‌۳۰۰ به روسیه دادیم و این کشور به دلیل اینکه آمریکا خواهان این بود ایران به این نسل از موشک‌ها دست پیدا نکند  روسیه را از این امیر منصرف کرد و حالا سالهاست که ما نمیتوانیم پولی‌ که به آنها دادیم و پس بگیریم نمیگیید؟(راستی‌ روسیه چه مبلغی به ما بدهکاره و مدام ناز می‌کنه و پولمون و نمید؟۵ میلیارد دلار بود؟!)این فقط مصداقی بود از میلیارد میلیارد باجی که به شرق میدیم و صدای کسی‌ در نمیاد!

    خانم صامتی بنده گفت و گوی شما با جناب آرمان و خواندم و از پاسخ شما بسیار متعجب شدم!به خدا قسم هیچ منطق و دو دو تا چهار تایی‌ پشت فرمایشات شما نبود به جز احساسات و تکرار حرفهای تکراری دیگر سیاست مادران!درواقع شما بیشتر نگاه پادگانی به مردم دارید!فکر می‌کنم اگر ایران کاملا یک کپی‌ از کره شمالی بود شما و هم فکرنتان بسیار راضی‌ بودید که البته الان هم شبیه به همان کشور است با اندکی‌ تفاوت در مسائلی‌!

    جناب آرمان فرمودند منافع ملی‌ یعنی‌ شرایطی که مردم رفاه دارند،امنیت دارند،شرایطی که پول ما ارزش بالایی‌ داشته باشه و ایران عزت بین‌المللی فراوانی‌ را دارا باشد.

    شما می‌فرمایید:اعتماد ملی‌ سرمایه عظیم اجتماعی است و منافع مردم جمع است در اعتماد مردم به نظام که پشتوانه و متر محرک پیشرفت جامعه است که باید در اولویت باشد!

    خانم عزیز حق با جناب آرمان است! ایشان به طور خلاصه و بسیار کلی‌ علم مدیریت جامعه و کشور را که در دانشگاه‌ها تدریس میشود و برای شما توضیح دادند که متعجبم که چطور آنرا مهم نمی‌دانید!در واقع اگر اولویت بندی کنیم رفع نیاز‌های مردم مهمتر از مسائلیست که شما بزرگوار مطرح نمودید.

    چرا؟چون زمانی‌ که مردم در رفاه باشند و جیبشان پر پول باشد و در جامعه امنیت داشته باشند زمانی‌ که در جامعه تبعیض  نباشد عدالت حاکم باشد آن زمان آن چیز که مدّ نظر شمست رخ میدهد>>>اعتماد ملی‌ و اعتماد مردم به نظام.در واقع رمز دوستی‌ مردم با حکومت‌ها همین است و آن زمان دیگر نیازی نیست که مدام مفهوم اعتماد  مردم به نظام را توضیح دهیم!(البته اینگونه حرفها خانم صامتی بزرگوار دیگر پایگاه اجتماعی چندانی ندارد!الان شما ۱۰۰۰۰۰وبلاگ دیگر هم بزنید و در آن از نظام و مردم بگویید نمیتوانید همه مردم و با خودتان همراه و همفکر کنید مگر کسانی‌ که از ابتدا اینگونه می‌‌اندیشیدند و برای این چنین سخنانی جیغو  هورا بکشند! ببخشید منظورم اینه که از خوشحالی‌ صلواتی بفرستند)

    فکر می‌کنید تا امروز این نظام که اینقد از آن دفاع می‌کنید موتور محرک جامعه بود یا به گونه‌ای دیگر عمل کرده؟!این موتور محرک شما میدانید نتیجه عمل کردش این بود که رتبه رشد علم و فناوری ایران امروز از بین تقریبا ۱۵۰ کشور ۱۰۴ بود!این همان علمی‌ نیست که مدام بر سر ما میکوبید و هر زمان به نظام اعتراضی می‌کنیم میگید:ببینید ما چقدر خوبیم چقد علم پیشرفت کرده!اگه پهلوی بود که الان علم پیشرفت نمیکرد!

    خانم عزیز شما می‌فرمایید سیاست را با حق بسنجیم!سیاست کدام کشور‌ها در دنیا حق است؟سیاست‌های ایران حق است؟اصلا سیاست و با حق می‌شه سنجید؟اگر بسنجیم خانم عزیز به خدا قسم نظام‌ای که شما از آن دفاع می‌کنید بیشترین فاصله را از حق دارد چون به اسم حق،حق خیلی‌‌ها را زیر پا گذشت!

    مگر در سیاسیت دوست و دشمن وجود دارد که می‌فرمایید دوست،دوست است و دشمن،دشمن،این منافع است که دوست و دشمن و تعیین می‌کند و با تغییر منافع دشمن دیروز دوست امروز و دوست امروز دشمن فردا میشود!بخاطر حفظ منافع است که امروز ایران از حزب‌ا‌لله لبنان دفاع می‌کنه از سوریه و بشار اسد دفاع می‌کنه.از فلسطین دفاع می‌کنه و اگر نه اینهمه مسلمان در دنیا داریم که اگر روز را زنده به شب برسانند شانس آوردند،چرا نظام از آنها دفاع نمیکند؟زمانی‌ که منافع مان ایجاب کرد از آنها هم دفاع می‌کنیم،

    بعد از ۸۸ و اتفاقاتی که افتاد رابطه دوستانه جناب خامنه‌ای و رفسنجانی‌ هم شکر آب شد...البته هیچوقت این اختلاف به جامعه نکشندند اما امروز که با رئیس جمهور شدن روحانی،جناب رفسنجانی‌ هم بعد از سالها بطور مستقیم پا به عرصه سیاست گذاشتو قدرت را در دست گرفت به ظاهر هم که شده رابطه جناب خامنه‌ای و ایشان هم گًل و بلبل شده!این یعنی‌ منافع و منافع یعنی‌ سیاستو سیاست یعنی‌ دوستان سیاسی و دشمنان سیاسی!

    رابطه نا‌ن و رابطه با آمریکا هم که فرمودید بالعکس آن هم هست که گروهی از این اختلافات و ادامه آنها  و مرگ بر آمریکا گفتن به نا‌ن رسیدند و می‌رسند .به مسجد میروند و نا‌ن و نماز میخورند.نا‌ن و قرآن میخورند!

    هر ۲ گروه ریا کارند و مضر برای جامعه و ۱۰۰ البته آنکه نا‌ن و نماز خور است ظالم تر از آن کسی‌ است که نا‌ن و با آکادمی گوگوش می‌خورد!

    خانم عزیز باور کنید باور کنید از بچگی‌ تا بحال نه در خانواده نه در مدرسه و نه در دانشگاه و نه در هیچ‌جای دیگر کسی‌ برای ما لولویی از آمریکا نساخته.این مثل‌های که شما می‌فرمایید همان هایی‌ست که مراجعه تقلید عزیزتان در مساجد به خورد ملت میدهند و از نه تنها آمریکا بلکه از همه چیز لولو و یه سر دو گوش میسازند!نتیجه چه شد؟اینکه امروز در هر محل حداقل۲/۳ مسجد وجود دارد اما...خالی‌!باور کنید قالب جامعه دیگه دین و دین سیاسی که از مساجد بیرون میا‌دو نمیپسندند!حالا اگر شما میخواهید با آسمان ریسمان بافتن بنده یا دیگر مخاطبین خود را قانع کنید که خیر اینطور نیست!اشکال؛ نداره هر آنچه را که گویید نشنیده می‌پذیرم.اما یک نگاهی‌ هم به جامعه بندازید ببینید چه خبر.زمان عوض شده .نیاز‌ها عوض شده،.سبک زندگی‌ عوض شده.تفکر‌ها تغییر کرده.آرمان‌ها هم عوض شده!آرمان‌ها سربلندی مردم مگر نبود؟آرمان‌ها مگر آرامش و آسایش برای ایران و ایرانی‌ نبود.آرمان‌ها مگر یک نظام مردم سالار نبود که خمینی گفت هر وقت که مردم بخواهند هست هر وقت که مردم نخواهند باید برود؟پس چرا حالا آرمان‌های طاغوتی جای آنرا گرفته؟مردم فدای نظام از کجا آمد؟ایستادگی مردم برای نظام از کی‌ پدیدار شد؟کی‌ قرار بود مردم ایستادگی کنند و سختی بکشند اما مسئولین بنشینند و استراحت کنند!؟

    مردمی باشید خانم.مردمی باشید.نظام مردمی نبود که امروز کارش به اینجا رسید که اینهمه منتقد و مخالف پیدا کرده!مردمی نبود که حالا برای پشتیبانی‌ مردم از خودش باید اینهمه هزینه کند تبلیغ کند حتا به زور متوسل شود.!مردمی باشید خانم،با مردم باشید!

    پاسخ:
    جناب نریمان سلام 
    از آخر شروع کنیم آن مردمی بودنی که می فرمایید اگر به رنگ جماعت شدن و نان را به نرخ روز خوردن است که در مرام بنده نیست اگر دفاع از حقوق مردم آگاهی بخشی به آنهاست که بنده هم در این رسانه هم در عرصه ی برنامه سازی و اجرا وحتی نقدهای اجتماعی که نگاشته ام با جدیت به آن پرداخته ام و حتی به قیمت عتاب برخی از برخی مسولین هم که نابجا و نادرست عمل کرده اند اشاره داشته ام از جنس مردم نیز هستم که خود فقر را وتنهایی و درد را باتک تک سلولهایم زندگی کرده ام و البته از هنگامی که 12 ساله بوم کار و درس را توام پی گرفتم  خوب درس خواندم ودر زمینه های فرهنگی فعال بودم تا هرکه روزی قصه ی زندگی ام را مرور کرد با وجود همه ی سختیها به زندگی امیدوار شود و خوشبختی را تنهادر زندگی مرفهین خلاصه نداند .خوشبختی همان امیدی بود که از کودکی تا الان مرا با خود کشید گفتم تا بدانید که از قضا از جنس مردم کاملا عادی هستم و به همین خاطر درد آنها را بی تعارف فریاد می زنم که عزت نفسم را نیز از درد وام گرفته ام ...
    بنده از آب گل آلود گله دارم که زمینه ی تسلط مافیای داخلی و خارجی را سبب می شودمی دانید در این کشاکش بی ثباتی ها کرایه ی منزل ما چقدر تغییر کرد به حدی که به قیمت درد پای مادرم نتوانستیم محل سکونتمان را تغییر دهیم این می شود بلاتکلیفی مصیبت بار برای مردم ،اگر حرف از دشمن است که معتقدم در حال حاضر خطر وهابیت در داخل مرزهای ایران بیشتر از اسراییل و آمریکاست که به نسبت جمعیت شیعه روز به روز بیشتر می شوند.
    در خصوص منافع ملی هم اگر با دقت تعاریف ارایه شده را ببینید هردو نظر در طول یکدیگر هستند ویکدیگر را کامل می کنند نه آنکه در عرض یکدیگر باشند
  • آفتاب شرقی
  • به نیت شفای همه مریضها و سلامتیتون

    100 بار با حضورقلب بگید (مرگ بر آمریکا)

    پاسخ:
    مرگ بر تزویر
    مرگ برتظاهر
    مرگ بر شعار بی شعور
    مرگ بر...
  • عمه ی مریم
  • مرگ بر ضد ولایت فقیه قرار که حذف بشه!! این دستور از طرف آقای رفسنجانی میباشد 

    البته راست میگن مرگ بر آمریکا آیه ایی از قرآن نیست !

    منافع ملی از دیدگاه من یعنی شرایطی که مردم رفاه بیشتری داشته باشند شرایطی که مردم امنیت بیشتری داشته باشند شرایطی که ایران عزت بین المللی بیشتری داشته باشه شرایطی که پول ملی مون ارزش بیشتری داشته باشه و شرایطی که ....
    حالا شما دقیقا بفرمایید شعار نه شرقی نه غربی چه می گوید ؟ اگر این شعار آن جور باشد که شما می گویید لایق ترین کشوری که مستحق این شعار است شوروی است که آمریکا تو ظلم به ملت ایران به گرد اون هم نمیرسه
    در واقع شما شعار را اشتباه فهمیدید این شعار در واقع میگوید ایران نه سلطه پذیر است نه سلطه گر ولی نمیگوید با تمام دنیا بجنگیم حتی اگر این طور باشد شما چرا فقط به آمریکا گیر دادی و شوروی را بیخیال شدی؟
    من یه سوال از شما میکنم :اگر مثلا در مدرسه با فردی که می تواند به شما کمک های زیادی بکند قهرتان شود (مقصر هم اوست )و  بقیه اعضای مدرسه هم این موضوع را بفهمند می خواهید تا آخر عمرتان قهر بمانید یا ته دلتان می گویید میتوانم یجوری که غرورم حفظ شه دوباره با او آشتی کنم و از او کمک های قبل را بگیرم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(چون علامت تعجب دوست دارید!!)
    تمام کار سنگین دیپلماسی دکتر ظریف و دکتر روحانی هم تحقق همین هدف است . در مثال ما مدرسه همان جهان است ، اعضای مدرسه کشور های جهان ، شما نماد ایران و آن دوستتان نماد آمریکاست.
    انقدر مسئله را پیچیده نبینید آمریکا هم یک کشور مثل بقیه است فقط فرقش اینه که خودشو قیم جهان میدونه ولی این باعث نمیشه ما نه تنها ازش سود نبریم بلکه تمام توانشو علیه خودمون بسیج کنیم
    این یعنی منافع ملی
    مثال لولو هم خیلی بیجا و بی ربط بود و هیچ شباهتی  به موضوع نداشت فقط خواستید یه چیزی گفته باشید .
    واقعا یه وقت هایی باید بشینیم به منافع ملی که گفتم فکر کنیم و  حرف ها و کردارمونو بر اون مبنا تنظیم کنیم تا ایران روز به روز پیشرفت کنه
    به امید اون روز که ایرانی ها همگی منافع ملی کشورشون در اولویت اهدافشون باشه تا در واقع وظیفه مسلمانی و ایمانی خود را انجام دهند بر اساس حدیث  «حب الوطن من الإیمان» «دوست داشتن وطن از ایمان است»  از پیامبر (ص)

    پاسخ:
    به طور کلی زاویه ی دید بنده و شما متفاوت است به همین جهت هم مثال بنده برای شما بی ربط به نظر رسید .همه ی آنچه بدان اشاره فرمودید به اندازه ی اعتماد ملی که یک سرمایه ی عظیم اجتماعی است ارزشمند نیست.منافع ملی جمع است در اعتماد مردم به نظام که پشتوانه و موتور محرک پیشرفت جامعه است که باید در الویت حفظ گردد بنده از شفاف سازی مسایل و تصمیمات سیاسی برای مردم سخن می گویم از تالی های مقدمه ای که نقض غرض است ضد تبلیغ آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی است.شما به آمریکا به چشم دیگر کشورها نگاه می کنید پس چگونه است که به کشورهایی که به جهت رویارویی با .امریکا به ایران دلبسته اند نظر نمی کنید؟
    معتقدم اگر اعمال افراد و حکومتها را با حق بسنجیم وبر اساس معیارها دوست و دشمن را شناختیم دیگر تعادف ندارد دوست دوست است دشمن دشمن .برخی رفتارها مانند خاله بازی است شبیه با دست پس میزنن و با پا پیش می کشن .می دانید وقتی تکلیف دوستی و دشمنی را در جزییات تعریف نمی کنند این می شود که وضعیت بازار اقتصادی هرج و مرج می گردد وبسیاری به نام مردم از مردم سوء استفاده می کنند.چرا باید آنقدر بلاتکلیف باشیم که با یک تلفن و تعداد کلمات بیان شده مسیر سرنوشت افراد اقتصادی در ایران تغییر کند .بنده از بازیهای پشت پرده می گویم که ما مردم را نامحرم می دانند ولی تاوانش را به گردن مردم می اندازند .برادر محترم و مخاطبان گرامی! صریح می گویم برخی افراد تا بحال از ریش و تسبیح و مرگ بر آمریکا نان می بردند و مقصودشان از این ظواهر تنها نان بود و بس و حال که اوضاع پس است رنگ عوض کرده ریش می تراشندو پیپ می کشندو سوت می زنند و آکادمی گوگوش می بینند و مرگ بر آمریکا هم نمی گویند! و صد البته هدفشان باز هم نان است که این افراد که خوب را بد و بد را خوب جلوه می دهند دشمنان اصلی هستند . ( یک نکته توصیه ی بنده به شما جناب آرمان به طور معمول موضوعات مورد اشاره در این رسانه بسیار عمیق تر از آن است که به نظر برخی ساده اندیشان می رسد به استعاره ها و کلمات کلیدی بیشتر بیندیشید البته اگر غرضی در کار باشد توصیه ی بنده نا کارآمد خواهد بود)

    عجب!!!!

    منافع ملی اصل نیست !!!!!

    منافع ملی حاشیه است و سالگرد 13 آبان و شعار "مرگ بر" اصل!!!!

    براتون متاسفم

     

    پاسخ:
    لطفا منافع ملی را تعریف بفرمایید.در ضمن تعداد علامت تعجبی که استفاده نمودید به نسبت موضوعی از ان سخن می گویید کم است لطفا بیشتر استفاده شود.

    بنده عادت ندارم وقت مخاطب را در مقدمات بگیرم به طور معمول اصل مطلب را بی مقدمه مطرح می کنم .البته در همان جملات کوتاه و مختصر اشاره به مفاهیم پارادوکسیکال را به راحتی می توان دریافت .برای بنده و بسیاری دیگر شفاف سازی امور اهمیت دارد نه ظاهرسازی هایی خاص در قالب شعارهایی خاص .
    تصور بفرمایید مادری فرزندش را یک عمر از موجودی به نام" لولو" می ترساند و دایما می گوید" جیزه جیزه"پرده را که کنار می زنی مادر و لولو جان دست در دست هم قهوه می نوشند!حال تکلیف این مفاهیم متناقض و فرزندی که به دوگانگی رسیده چیست؟
    بنده به فرهنگ 13 آبان اشاره کردم  نه روز و یا شعار خاصی این به معنی فرهنگ نه شرقی نه غربی است که از ارکان ساختاری جمهوری اسلامی ایران است.
    خانم صامتی
    سلام
    من بچه ی انقلابم و به این نتیجه رسیدم که در ایران همه چیز سلیقه ایست حتی سیاست
    موضوع درستی اشاره کردید اول باید به تبعات فرهنگی مساله نگاه کنند بعد اقدام
    البته به نظرم شفاف سازی خوبه،دیگه پشت درهای بسته تکلیف مردم و یکسره کردن تموم شده
    ما که چک سفید امضا به آقایون ندادیم که حمایت کنیم اگر از مسیر خارج بشن مردم هم حمایت نمی کنن آقایون حواسشون جمع باشه
    مرگ بر آمریکا
    مرگ بر اسراییل
    مرگ بر انگلیس

    ای کاش مسئولین از همان ابتدا بجای ترویج شعار‌های بادکنکی فرهنگ عمل به آن‌ها را از راه صحیح و پسندیده رواج می‌دادند!

    به عمل کار بر آید،به سخندانی نیست     به خرد کار بر آید به پریشانی نیست

    ۳۰ سال عده‌ای با سخنانشان احساسات مردم و به بازی گرفتن و تفکری خیالی و در جامعه رواج دادند.۳۰ سال مرگ بر آمریکا گفتید!۳۰ سال است که می‌خواهید مشت محکم بر دهان استکبار بکوبید!۳۰ سال گذشت و همچنان در خیال مالیدن پوز  استکبار به خاکید.۳۰ سال فرصت داشتید!کافی‌ نبود؟غیر از دادو فریاد و راه پیمایی‌های بیهوده و بی‌ ثمر برای ملت چه کردید؟!

    این افکار جنگ ستیزانه آنقدر در ذهن عده‌ای رخنه کرده که فکر میکنند اگر سکوت کنند و به خیابان‌ها نریزند.اسلام و انقلاب و شرف و هویت ملی‌ و همه چی‌ از دست میره!

    کدام سازش؟!که کرد کرنش؟! کی‌ مردم خواستند کشور را دو دستی‌ تقدیم اجنبی‌ها کنند! ایستادگی زجر کشیدن و تلفات دادن است؟! ایستادگی از صبر و نجابت مردم سوأ استفاده کردن است؟! 

    عزیزان از حذف شعار مرگ بر آمریکا رگه غیرتشان باد کرده! از باج‌هایی‌ که سالهاست به روسیه و چین و....میدیم خونشان به جوش نیامد؟

    دنیای سیاست شمشیر را از رو بستن نیست بلکه با پنبه سر بریدن است.جامعه ما امروز به شدت نیازمند کاهش  فشار‌ها از سوی غرب است.عزیزان که زحمت میکشند  برای حذف یک شعار کمپین‌های اینترنتی به راه می‌‌اندازند لطف کنند یک لیست هم از پیامد‌های منفی‌ که تحریم‌ها به دنبال داشته تهیه کنند تا ببینیم ما ایستادگی کردیم و به نتیجه دلخواه رسیدیم یا ایستادگی کردیم که فقط ایستاده باشیم!(به قول بعضی‌‌ها که تازگی‌ها تکه کلامشان شده ایستادیم که فقط به تکلیف عمل کنیم!)

    دغدغه ما نباید مرگ بر اینجا و آنجا باشد بلکه باید آنقدر قدرتمند شیم و در دنیا نفوذ پیدا کنیم که دیگر آمریکا به ما به چشم یک عروسک خیمه شب بازی نگاه نکند که امروز بخواهد برایش هیپ هاپ برقصیم فردا هم که منافعش تغییر کرد دستور بدهد حرکت موزون عربی‌ برایش انجام دهیم!زمانی‌ که ما به چین و روسیه‌ای در دنیا و به خصوص خاورمیانه تبدیل شیم نه آمریکا و نه اسرائیل جرات نمیکنند با زبان تهدید و آپشن‌های موجود بر روی میز پوشالیشان باما صحبت کنند.این امر محقق نمی‌شه مگر زمانی‌ که اقتصادی پویا،تولیداتی فراوان در تمام زمینها و در دست داشتن بازار‌های جهانی‌ و حتا آمریکا و مهمتر از آن مردمی سرزنده،امیدوار،با انگیزه و هدفمند داشته باشیم.اما تا آن زمان به هر ترفندی که شده باید از زیر فشار‌ها بیرون آییم و نگذاریم محدودیت‌ها عرق مردممان را در آورد(که تا الان درآورد)

    به جای اینکل به دنبال بود و نبود این مسأیل غیر ضروری(از نظر بنده)باشیم،از مسئولین بپرسیم برای پیشرفت  کشور چه کردند؟چه میکنند؟برای استقلال و عدم وابستگی ایران به سایر کشور‌ها چه کردند؟چه برنامه‌یی دارند؟برای مردم.....چه کردید عزیزان؟!جناب احمدی‌نژاد که  هر سوال را با دادن آمار و ارقامی دروغین پاسخ دادو کینه ‌اش را در قلب‌ها جاودانه کرد! 

    ببینیم شما چه می‌کنید.امید وارم رابطه با آمریکا به یک شو تبلیغاتی برای انتخابات ۴ سال آینده تبدیل نشه که دیگر ضعف‌هایتان را با آن بپوشاینید و در تمام زمینه‌ها قدم‌های مثبت بردارید!

    پاسخ:
    جمله ی آخر نیاز به توضیح دارد
    منافع ملی
    منافع ملی
    منافع ملی
    شرایط زمانه
    شرایط زمانه
    شرایط زمانه
    فقط کافیه کاسه داغ تر از آش نشیم و به رهبر و رئیس جمهور مردمیمان اعتماد کنیم
    همین و بس

    پاسخ:
    شما معمولا به سراغ حواشی هستید و به اصل مطلب توجه نمی کنید. توجه به فرمایشات رهبری کجاو عملکرد بزرگواران کجا؟ 
    داستانی از رحیم مخدومی:
    "متعادل خمیده"
     
    یکی ایستاده بود، یکی خمیده، یکی خوابیده.
     
    شکارچی، ایستاده را به گلوله بست.
     
    خوابیده به ایستاده گفت: «بخواب یه دنده! می‌بینی که شکارچی با خوابیده‌ها کاری نداره!».
     
    خمیده گفت: «با خمیده‌ها هم کاری نداره. نه نیاز به اون همه شُل بازی است که بخوابی، نه نیاز به این همه قُد بازی که سیخ بایستی. مثل من خمیده و متعادل باشین!»
     
    خوابیده هر چه داشت خرج شکم و بالش زیر سرش کرد و به خواب رفت.
     
    خمیده همه را صرف دیده شدن کُرنش خود کرد. درد کرنش او را سست و بی حال کرده بود.
     
    ایستاده از ضرب گلوله‌ها هر لحظه هشیارتر و بیدارتر می‌شد!
     
    شکارچی از هیچ کدام دست برنمی‌داشت. دو تا از نوچه‌هایش را فرستاد سراغ خمیده و خوابیده. یکی افتاد روی شکار خوابیده، یکی هم سوار شکار خمیده شد.
     
    ایستاده عرق شکارچی را درآورده بود!
    با سلام به شما وهمه
    به نظرمن بایدازملت نظرسنجی کنند
     امسال وزیرشعارهم نداریم
    احتمالاتعطیل میشه

    خانم صامتی جان  تکلیف ما باشعار مرگ بر امریکا همون تکلیف ما با شعار مرگ برشوروی هستش . همون تکلیفمون با فرانسه و المان و کانادا و ... هست که توی جنگ تحمیلی سلاحهای شیمیایی و میکروبیشون رو روی سرمون ریختن  و جوونای دسته گلمون به خاک و خون کشیدن.  همون تکلیف با کشورهای مسلمون عربی هستش که هر زمان تونستن بهمون ضربه زدن . یا ترکیه و اذربایجان و بعضی کشورهای همسایه که به چندر غازی ما رو فروختن ...

    حقیقت تلخیه ولی ما از فلسطین دفاع می کنیم چون توش مسلمون کشی راه افتاده ولی کاری با چچنی های مسلمون که دولت سوریه قتل عامشون می کنه نداریم و چشمامون رو بستیم .چرا ؟چون منافع ملی مون ایجاب می کنه !

    هیچ کشوری در تاریخ ما بیشتر از انگلیس به این مرز و بوم بدی نکرده و ضرر نرسونده اخرش تکلیف شعار مرگ بر انگلیس چی شد؟ 

    13 ابان به عنوان سند استکبارستیزی مردم ایران ثبت شده و گرامی داشته میشه  با سند و مدرک جنایتهای این کشور . اما بهتره گفتمان جدیدی رو با دنیا شروع کنیم . درسته که امریکاییها قابل اعتماد نیستن ولی قطعا از انگلیسی ها بدتر نیستن که هم سفارت دارن تو کشورمون و هم روابط دیپلماتیک برقراره .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">